کاشی حوض

شخصی
طبقه بندی موضوعی
Instagram
بایگانی
پیوندها
کاشی حوض
این وبلاگ با کد شامد زیر در سامانه ساماندهی فضای مجازی ثبت شده است:
1-1-714563-64-4-1
همچنین کانال تلگرامی مربوط به این وبلاگ با کد شامد زیر نیز ثبت شده است:
1-1-714563-61-4-2
یادداشت
گفتگو
هنر، ادب، فرهنگ
خبر
نگارخانه
آخرین مطالب

نمایش بی سرو صدا، در فضایی ساکت، تاریک، خالی، تنها با دو سکو، و دو بازیگر، گفتارهای بسیار شاعرانه و غزل گونه ای که پیمان زبرجد نوشته است، و با بازی مریم راستی و سپهر ترابی، گاه از نمایش بیرون می آید و در گذر شاعرانگی قرار می گیرد.

انتشار: شهرسبز - روزنامه افسانه شماره 3848 مورخ 4 اردیبهشت 1398 -

نمایش بی سر و صدا، به کارگردانی مانی آبادیان و تهیه کنندگی حسام هوشیار، این شب ها در سالن نمایش مجموعه فرهنگی سینمایی هنر شهر آفتاب روی صحنه می رود.
دراین نمایش بی سر و صدا، آرام، سکوتی تاریک را شاهدیم.
دختری چشم و گوش بسته… که می خواهد بیاموزد تا در هنگامه سکوت مطلق پسینی که پیرامونش را خواهد گرفت چگونه زیتنش را ادامه دهد.
تاریکی و تاریکی… و نوری که گاه هست و گاه نیست. دو کرسی سپید، پیانو و دیگر هیچ.
از گفتارهای غزل گونه ای که پیمان زبرجد نگاشته است تا شاعرانگی دخترانه ای را مریم راستی فریاد می کشد و سپهر ترابی آن را پاسخ می دهد. تا غزل گونه های هامون هاتف، هیوا مسیح و محمدعلی بهمنی که نشسته بر لب های محمد ذاکرحسین تا موسیقی وحید کریم پور، همگی حکایت از یک سکوت و فرو رفتن در تنهایی دارند.
چرا من؟ پرسشی است که شاید پاسخی ندارد و از حکایتی غریب خبر می دهد.
هر روز ما درگیریم با این پرسش که چرا من؟ آنگاه که در پس سختی ها و فراز و فرودهای زندگی، میانه یک تصمیم می مانیم.
و آنگاه که عقل و دل را به میان می آوریم.
عاشقانه های دختر و پسری ایستاده در بر موسیقی، که چه باید در برابر چرایی من؟
عاشقانه ها فریاد زده می شود اما نه عیان که خرد می شوند در کاسه های کوچک دوست داشتن هایی که زندگی را زندگی کند یا مردگی…
و انتخاب برای زندگی پیش از رسیدن به مردگی پاسخی است که داده می شود…
غزلهای عاشقانه ای که نه شعرند، نه نثرند، نه رقصند… بلکه انتخابی برای زندگی هستند.
چشم هایی که رو به یکدیگر گشوده شده اند تا عاشقانه های شان را تکه تکه در ظرف های کوچک دوست داشتن های «کاش بیاید»، «کاش نرود»، «صدایش را دوست دارم»، «دوست دارم تئاتر بازی کنم»، «دوست داری نمایش بازی کنی؟» و …
این دوست داشتن های کوچکی که آرام و آهسته بیان می شوند، و می روند تا در سماعی عاشقانه تندتر شوند و در اوج، ناگهان سکوت…
و سکوت او را به دریای تنهایی می کشاند تا چون ماهی در آب شناور شود…
نمایش بی سرو صدا، در فضایی ساکت، تاریک، خالی، تنها با دو سکو، و دو بازیگر، گفتارهای بسیار شاعرانه و غزل گونه ای که پیمان زبرجد نوشته است، و با بازی مریم راستی و سپهر ترابی، گاه از نمایش بیرون می آید و در گذر شاعرانگی قرار می گیرد.
گاه از درون انسان های داستان می سراید و گاه از برون شان و وقایعی که در حال گذر هستند یا از زمان رخ دادن شان گذشته است.
در واقع می توان گفت لباسی از جنس نمایش بر قامت شاعرانگی غزل پوشیده شده است.
هنر این دو بازیگر در آن جا بیشتر خود را نشان می دهد که قرار است بر روی طناب نازک و لطیف احساسات و عواطف بسیار، حرکت کنند. هرچند به شخصه معتقدم که همین سادگی و تازه کار بودن بازیگران، در ایفای چنین نقش هایی به ویژه مریم راستی، در بازی خوب آنان مؤثر بود؛ شاید اگر از بازیگر با تجربه تر و حرفه ای تری استفاده می شد، به دلیل همان تجربه و حرفه ای بودن، نمی توانست به این خوبی از پس چنین نقشی برآید و اینگونه آن حس لطافت و زیبایی را به تماشاچی منتقل نماید.
روز چهارشنبه، ۲۸ اردیبهشت ماه جاری، اولین اجرای این تئاتر کنسرت، ویژه اصحاب رسانه به روی صحنه رفت. در این اجرا که پیمان زبرجدی، نویسنده این اثر هم حضور داشت، مانی آبادیان و حسام هوشیار توضیحاتی درباره این نمایش دادند.
مانی آبادیان، طراح و کارگردانی شیرازی این اثر معتقد است که روی هنر نمی شود عنوان حرفه ای گذاشت چون خلق و خوی حرفه ای در نفس هنرمند قرار دارد.
مانی آبادیان می گوید: من با یک تیم تمام حرفه ای کار کردم با آدماهایی که حرفه ای هستند.
وی تعریف خود را از حرفه ای بودن این گونه تعریف می کند: تعریفم از حرفه ای بودن این است که حرفه ای بودن الزاماً مقدار هنری که هر فرد در وجود خود دارد، نمی بینیم چرا که هر کسی در درون خودش به اندازه خودش هنر دارد. من حرفه ای بودن را در نگاه حرفه ای و برخورد حرفه ای در مواقع و مسایل مختلف می بینم. به یک چنین کسی می گویم حرفه ای مثلا مریم راستی و سپهر ترابی مقدار هنری که درونشان است از کسی که بیست سال روی صحنه کار میکند، کمتر است ولی شاید این ها حرفه ای باشند اما کسی که بیست سال روی صحنه بوده و بیشتر از این دو نفر بازی کرده است آن هم در ساختارهای مختلف، حرفه ای نباشد.
آبادیان خاطرنشان می کند: کاش در هر درجه ای از هنر که هستیم، اخلاق هنری ما صد باشد.
حسام هوشیار نیز گفت: بی سر و صدا نمایشی است که هنر در آن حرف میز ند نه پیرایه و زرق و برق و آکسسوار؛ دکور ساده این نمایش مسئولیت انتقال مفاهیم را به بازیگران وهنرمندان موسیقی آن سپرده است که در نهایت، پیام نمایش را برای مخاطبان به تصویر بکشند.

وی با ابراز رضایت از همکاری با افراد این مجموعه خاطرنشان کرد: خلق و خوی حرفه ای اعضای گروه مسیر اجرایی کردن ایده ها را برایم هموار کرد.

تئاتر کنسرت «بی سر و صدا» به کارگردانی مانی آبادیان و نویسندگی پیمان زبرجد در سالن نمایش مجموعه فرهنگی و سینمایی هنر شهر آفتاب شیراز روی صحنه رفت.

در این نمایش که به تهیه کنندگی حسام هوشیار و ارائه ای گروه نمایش مانی تئاتر به روی صحنه رفته است، مریم راستی و سپهر ترابی بازی می کنند.

بخش موسیقی این نمایش نیز با آهنگسازی وحید کریم پور و خوانندگی محمد ذاکرحسین اجرا می شود.

علاقمندان می توانند جهت تماشای این نمایش که از ٢٩ فروردین به روی صحنه رفته است، به سامانه farhanftic.com  مراجعه نمایند.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
KJDYTVG