کاشی حوض

شخصی
طبقه بندی موضوعی
Instagram
پیوندها
کاشی حوض
این وبلاگ با کد شامد زیر در سامانه ساماندهی فضای مجازی ثبت شده است:
1-1-714563-64-4-1
همچنین کانال تلگرامی مربوط به این وبلاگ با کد شامد زیر نیز ثبت شده است:
1-1-714563-61-4-2
۱۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۲۵

معلمان من

تصمیم گرفتم برای تجلیل از معلمان دوران مدرسه ام در روز معلم حداقل به اندازه نام هم که شده از این معلمانم تجلیل کنم.

انشاالله که خداوند همه شان را توفیق بیش از پیش عنایت فرماید.

شاید اولین معلمانم، از خانواده من بودند.

 1-پدرم، که حق معلمی بر گردن بسیاری دارد. پدرم، حاج علی اسدزاده، معلمی را که شاید معلمی را از زمانی که مرحوم شهید غلامرضا باقری نژاد او را به مربی گری جلسه سیرمطالعاتی گذارد، آغازید. دورانی که تازه پا به سن بلوغ نهاده بود و نوجوانی بود پر از شور و شوق که می خواست شعور را نیز با خود همراه سازد و چه کسی بهتر از مرحوم باقری نژاد در این شهر می توانست یک نوجوان جستجوگر حقیقت را رهنمون شود؟ پدرم با تلاش های مرحوم باقری نژاد و سپس حاج حسین مختاری و حاج علی صحرابان کم کم آماده شد تا معلمی کند. کلاس هایش را با جلسات قران در مساجد کازرون شروع کرد و در کنار آن بزرگان و سپس مرحوم مهندس طاهری کم کم به معلمی کم نظیر در ارائه فرهنگ اسلام ناب محمدی در کازرون مبدل شد. افراد زیادی از پای درسش برخواستند که یا شربت شهادت نوشیدند و یا امروز خود از معلمان دانشگاه، حوزه و مدرسه اند و یا این که پست های مهمی در کشور، استان و شهرستان دارند. البته برخی هم در سیلاب التقاط علی رغم همه تلاش های پدرم برای نجاتشان در غلطیدند و به جوخه های مرگ سپرده شدند. هرچند برخی از آنان از راه نفاق خود را جدا کرده و به آغوش دین برگشتند. شهید مهدی کوزه گری، شهید مصطفی اخگر، شهید نعمت ابوالحسنی، برادر شهید محمدپور و صنعتی، شهید محسن پیروان و.... از جمله شهدایی هستند که از پای درس پدرم رقص عشق و خون آموختند. دکتر محمد عارف (نمایشنامه نویس و استاد ادبیات)، دکتر شاهین محمدصادقی(فوق تخصص جراحی پلاستیک و استاد دانشگاه شهید بهشتی)، دکتر ابراهیم دیانتی نسب(فیلسوف و استاد دانشگاه علامه طباطبایی)، دکتر ابراهیم فیاض(جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران)، دکتر محمدحسین (حسام) مرحمتی زاده(عضو هیات علمی و رئیس فعلی دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد کازرون و استاد این دانشگاه) و .... از دیگر شاگردان پدرم هستند. همچنین دکتر شاهین محمدصادقی(عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی)، مهندس حمیدرضا بادآهنگ(شهردار اسبق کازرون)، دکتر محمود رصافیان(فرماندار اسبق کازرون)، حاج کاظم پدیدار(از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران)، حاج قاسم تقی پور(جانشین سابق فرماندهی سپاه پاسداران کازرون)، حجت الاسلام شیخ محمد خرسند(امام جمعه فعلی شهرستان کازرون)، حجت الاسلام شیخ امین رصاف(مسئول حوزه های علمیه نخبگان استان فارس) و.... از شاگردان پدرم هستند که مسئولیت های مهمی را در سطح کشور، استان و یا شهرستان کسب کرده اند.

من نیز افتخار این را دارم که اولین علم اموزی هایم را در خانه و زیر نظر پدری این چنین بزرگوار کسب کرده ام. پدری که زیاد مطالعه می کرد و می خواند و می نوشت و می آموخت و به دیگران نیز اموزش میداد.

مرتضی دیانتی نسب(معلم عربی سال سوم دبیرستان و استاد دانشگاه آزاده کازرون)- علی اسدزاده(پدرم-معلم بازنشسته دینی قرآن عربی دوره دبیرستان-موسس و مسئول فعلی اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان کازرون)-محمدمهدی اسدزاده(خودم)- سید محمدجعفر شاه امیری(استاد تاریخ اسلام من در دانشگاه های کازرون و معلم تاریخ و معاون اداره آموزش و پرورش کازرون)-عکس از دوست عزیزم رحیم زارع در حاشیه همایش یادواره علامه علی دوانی-اسفند 92 سالن آمفی تئاتر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون

ورود پدرم به آموزش و پرورش برمی گردد به دورانی که سرباز معلم شدنش. دوران آموزشی سربازی را در گرگان آغاز نمود و سپس به چهارمحال بختاری برای تدریس فرستاده شد. سپس مدتی را در خشت با شهید حسن کامفیروزی معلمی کرد که در این زمان چندین بار توسط ماموران رژیم شاه دستگیر شد.

پس از انقلاب به کازرون آمد و با همکاری برخی از دوستانش همچون شهید حسن کامفیروزی، حجت الاسلام سعادت، حاج مصطفی بخرد و ... به تاسیس اتحادیه انجمن های اسلامی دانش اموزان شهرستان کازرون اقدام ورزید. در همین زمان طی حکمی توسط مرحوم مهندس طاهری به تاسیس حزب جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران گمارده شد. پس با دوستان این دو نهاد را راه اندازی نمود و خود به مامنش بازگشت. اما پس از چندی بالاجبار دوباره برای سازماندهی مجدد به سپاه برگشت. او حتی در مدت ده سالی که در سپاه پاسداران مشغول بود، از معلمی دست برنداشت. پس از ده سال و در روزهای آخر دهه 60 به آموزش و پرورش برگشت تا به عنوان معلم دینی، قرآن و عربی ادامه تدریس دهد. در دوران ابتدا در مدارس راهنمایی و پس از چندی در دبیرستان های کازرون مشغول تدریس شد. از مدارسی که بیشتر دوران تدریس در آن ها را دارد دبیرستان شهید بستانپور، دبیرستان شیخ ابواسحق ،دبیرستان امام خمینی، هنرستان دکتر شریعتی، دبیرستان شاهد و مدرسه ایثارگران بوده است. همچنین به عنوان مشاور تربیتی در اداره آموزش و پرورش در کنار اسدالله عباسی به دانش آموزان و خانواده های آنان مشاوره می داد. همچنین با راه­اندازی و مدیریت امور خیریه فرزندان مهدی به کمک به دانش آموزان کم­بضاعت می­پرداخت.

او در سال 86 با سی و دو سال خدمت صادقانه در اداره آموزش و پرورش کازرون، بازنشسته شد. وی از شهریور 82 به تبع نشریه شهرسبز همت گماشت.

2-دومین معلم من مادرم، حلیمه پیروان است. او که علاوه بر تربیت ما در خانه از سال 72با تدریس در روستاهای اطراف کازرون مثل روستاهای بالاده تدریس خود را در مدارس شروع نمود. مدتی نیز در دبیرستان تقوی معاون مدرسه بود و سپس به مدیریت مدرسه ایثارگران خواهران کازرون رسید. در چند سال اخیر معاونت دبیرستان بانوسلامی را برعهده داشت و هم اکنون مدیریت دبستانی را در قصرالدشت شیراز به عهده دارد.

3-سومین معلمم هم می توانم دایی ام معرفی کنم. حاج عبدالحسین پیروان.

عبدالحسین پیروان-دایی من- معلم بازنشسته ریاضی مدارس کازرون و دبیرستان عشایری شیراز

 

او از دانش آموزان انقلابی بود که سال تحصیلی 57-58 سال اخر تحصیلاتش بود. با پیروزی انقلاب در اسفند 57 اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان کازرون او دوستانش را به سوی این اتحادیه دعوت نمود. اما خود به عضویت آن در نیامد تا بتواند در اوضاع سراسر تنش آن روزها به خصوص در دبیرستان شاپور(که آن سال نامش را به سعید محسن تغییر یافته بود و پس از شهادت دوستش غلامرضا بستانپور به دبیرستان شهید بستانپور تغییر نام داد) موثر واقع شود. پس از اتمام تحصیلات و شروع جنگ تحمیلی به دفاع از میهن پرداخت. در همین سال ها در دانشگاه شهید بهشتی و سپس تربیت معلم پذیرفته شد و سپس به عنوان معلم در مدارس کازرون مشغول شد. دوران کودکی ام بیشتر با دایی ام سپری شد. کودکی بودم که دایی ام مرا به مسجد برد و آداب نماز را به من آموخت. بر شانه های خویش می نشاند و در راهپیمایی ها و عزاداری ها شرکت می داد و برایم حرف می زد و بسیاری از معارف و مسایل را برایم تشریح می کرد. او همان بود که در کنار پدرم مرا تشویق به تحصیل در رشته ریاضی نمود و در ان ایام مرا در برخی دروس کمک می نمود. هنوز گاه گاه با من به سخن می نشیند و از کلامش بهره می برم.

4-پدربزرگ هایم مرحومان حاج عباس پیروان و محمود اسدزاده کسانی بودند که بسیاری مسایل از آن ها آموختم. از گذشته های خودشان می گفتند و با نوع سخنشان مرا به تاریخ و داستان ها مجذوب کردند.

5-از دیگر معلمان غیرمدرسه ایم می توانم به مرحوم حاج قربان حمیدپور و غلامعلی استوان در مداحی، محمدمهدی بخرد مربی جلسات سیر مطالعاتیم در اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان کازرون، حاج مصطفی بخرد مسئول سابق اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان کازرون، عباس(مهدی) تقی نژاد مسئول واحد برادران اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان کازرون و اولین مربی قرآنم در همان اتحادیه در سال های هفتاد تا هفتاد وسه، حاج قاسم تقی پور اولین مربی ورزشی و مربی کاراته در سال هفتاد و مربی جلسات سیرمطالعتی در دهه هشتاد می توان نام ببرم. همچنین حجت الاسلام امین رصاف که در دوران دبیرستان جلسات تفسیر و اخلاق و در دوران دانشگاه جلسات سیرمطالعاتی عقیدتی سیاسی را با ایشان در اتحادیه انجمن های اسلامی داشتیم.

6-دوران پنج ساله دبستان را در دبستان برادران شهید کوهنورد با مدیریت حاصل احمدی به کمک آقایان صیاد، سنگی، کریمی، زروان و خانم نظافت و پدران مدرسه آقایان عنایت و نوروزی گذراندم.

7-اما معلمان مدرسه ام. سرکار خانم نظریه معلم سال اول دبستانم بود همان که به من خواندن و نوشتن آموخت. او دو سال پیش در مدرسه ای که مادرم مدیریتش را داشت معلم بود.

8-سرکار خانم مهندس، معلم سال دوم دبستانم. بهترین و شاید موثرترین معلمم. و شاید تنها معلمی که در این سال ها هرچند هر کجا از او به بزرگی و بزرگواری و تعهد و اخلاق و ایثار و بزرگ منشی و ... یاد کرده ام اما از او هیچ اطلاعی ندارم. از پایان سال تحصیلی دومم تا کنون. نمی دانم کجاست. اخلاق مادرانه اش را هرگز از یاد نخواهم برد. اگر زنده است خداوند سلامت و اگر نیست با شهدا و نیکان و صالحین محشور گردد و از گناهانش درگذرد. او تنها معلمم است که آرزوی دیدن دوباره اش را دارم تا بر دستان مهربان و پر محبتش بوسه زنم. او که استعدادهایم را به درستی شناخت و در تقویت آن بسیار کوشید. او در آن سال ها تنها معلمی بود که از چوب و شلنگ برای تربیت استفاده نمی نمود. همچنین معلمی هم نبود که تنها تکیه اش بر تعلیم دروس باشد بلکه اصل را بر تربیت اخلاقی نهاده بود. تربیت نه با زور و چوبو شلنگ و کتک و تنبیه بلکه با تشویق و اخلاق خوبو مهربانی. خدایا برایش بهترین ها را ارزومندم. سعادت دنیا و آخرت را برایش قرار ده.

9-سال سوم دبستان را وسط حیاط همان مدرسه در چادر درس خواندیم. عجب روزهایی بود. روزهایی که اب باران زیر پایمان رودخانه ای درست می کرد. این سال را با تمام سختی هایش سرکار خانم گرگین برای مان شیرین نمود. معلم سخت گیر و مقتدر و در عین حال مادری مهربان. چند سال در کوچه مان همسایه ما شدند. الآن چند سالی است که ایشان خبر ندارم. در سال 82 وقتی آماده ورود با دانشگاه بودیم به کمک بچه های انجمن و پایگاه نمایشگاهی را در قدمگاه برپا کردیم. در ان روز بنده و محمدتقی (حسین ) بخرد همکلاسی سوم دبستانم او را دیدیم. ما را نمی شناخت. پس از این که به ایشان سلام کردیم و نمایشگاه را به ایشان نشان دادیم کلی برایمان سخن گفت. اما هنوز ما را نمی شناخت.

10-سال چهارم دبستان در اتاق روبروی دفتر بودیم. سال چهارم به عنوان سختترین پایه تحصیلی دبستان در آن سال ها به شمار می رفت. اما این سختی برای ما فزونی بیشتری یافت. چرا که در طول سال تحصیلی چند معلم عوض کردیم. اول معلمان مردی بسیار مهربان بود که به عنوان یکی از بهترین معلمان مدرسه بین دانش آموزان شناخته می شد یعنی آقای کرباسی. او آبان ماه ما را ترک کرد. پس از او مرحمتی معلم مان شد. او نیز مردی مهربان بود که این دو تنها معلمانی بودند که در استفاده از شلنگ (وسیله تنبیهی در آن روزگاران) بسیار احتیاط می کردند و ندیدم که کسی را بزنند. پس از آن دو یعنی میانه ثلث دوم که گمانم بهمن ماه بود علی اکبری معلممان شد. این سه بزرگوار را نیز هر از چندی در کوچه و خیابان می بینم. مرا به یاد ندارند اما من ان ها را به خوبی یاد دارم و سلام و احوالپرسی با ان ها دارم.

11-در سال های چهارم و پنجم دبستان سه درس بود که معلم شان با معلم اصلی مان فرق داشت. دروس قران، هنر و ورزش. معلم قرآن نمان جناب آقای قانع بود. مردی آرام، مومن، که هرچند قد کوتاهی داشت اما در اذهان ما بزرگ مینمود. او نیز در تنبیه احتیاط داشت. از شلنگ استفاده نمی کرد و اگر میخواست کسی را تنبیه کند معمولاً کشیده می زد. برخی از بچه ها که از دستش کتک خورده بودند از دست سنگینش می گفتند. او تنها کسی بود که در تنبیه اکثراً تنها به یک کشیده کفایت می کرد. او هم اکنون بازنشسته شده است. معلم هنر ما تنها در سال چهارم بود که آقای صیاد بود که هم اکنون بازنشسته شدهاست.. در سال پنجم معلم پنجم مان خود ان را بر عهده گرفت. معلم ورزش مان برای بسیار از هنرمندان شناخته شده است. شاید آنقدر که به عنوان هنرمند شناخته شده است به عنوان ورزشکار شناخته شده نیست. او هم اکنون بازنشسته شده است. آری آقای شیرانی. شیرانی نه تنها معلم ورزش بود بلکه هنرمندی توانمند بود که بچه ها را به سوی هنر ترغیب می نمود. نمایش هایی که با بچه ها در مدرسه اجرا نمود که بنده نیز یکی از ان بچه ها بودم هنوز در خاطر بسیاری مانده است. بچه ها او را بسیار دوست داشتند و مورد احترام بودند. البته در سال های قبل آقایان خوابستان و خزاعی که در دوران راهنمایی و دبیرستان معلم ورزشم شدند در همان دبستان ورزش را تدریس می کردند. وقتی وارد راهنمایی شدیم به کمک برخی از دوستان همکلاسی ام در دبستان که در دوران راهنمایی هم همکلاس شدیم مثل محمدتقی(حسین)بخرد، محمدکریم دارنگ، محسن صیاد و گمانم محسن حاجی پور همان نمایش ها را در مدرسه به کمک تعدادی دیگر از همکلاسی هامان اجرا می کردیم. وقتی اچند سال پیش و را در دیدار هنرمندان و خبرنگاران با فرماندار وقت دیدم بسیار خوشوقت شدم. شاید بیش از یک ساعت مثل همان دوران دانش آموزی با شیرینی بیان مرا نصیحت می کرد و از من می خواست تا به تئاتر پا بگذارم. دو سال پیش روز عاشورا او را در سید محمد نوربخش دیدم. شاید یک ساعتی پیش از اذان ظهر عاشورا بود. در میان حلقه شاگردانش ایستاده بود و برایشان سخن می گفت. وقتی جلو رفتم تا مانند بقیه به او سلام کنم مثل همیشه پیش سلام شد. محبوبیتش در میان شاگردانش به خاطر صمیمیتش بود. او معلمی بود که تربیت را بیش از هر چیز برایش اهمیت داشت.

 آقای شیرانی را در یک نمایش محیط زیستی نشان می دهد.

12-سال پنجم دبستان را به معلمی شاعر گرانقدر جناب آقای اکبر دریاب گذراندیم. او نیز هنرمندی توانمند، متعهد و ارزشی بوده و هست. او از دوستان پدرم بود که برخی از نوحه هایی که پدرم را می خواند یا او می سرود یا در اصلاح شعرها پدرم را کمک می کرد و از این رو از قبل می شناختمش. سه نمایش را به کمک بچه ها در مدرسه اجرا کرد. که نمایش دهه فجرش نمایشی میدانی بود که کل مدرسه غیر از آن جا که بچه ها نشسته بودند صحنه نمایش کرده بود. شاید او تنها شاعری است که پس از مردانی با شعرهای انقلابی اش پا به میدان گذاشت. او همسایه مان بود و حضورش در عرصه های مختلف به خصوص مراسم های مذهبی باعث می شود که بیش از بقیه معلمانم او را ببینم.او هم اکنون بازنشسته شده است. و از اشعار او گاه در هفته نامه شهرسبز استفاده می کنیم.

13-دوران راهنماییم را در مدرسه شهید منصور محسن پور از قدیمی ترین مدارس کازرون گذراندم. مدیریت این مدرسه با جناب آقای محمد بارونی (مسئول فعلی بسج فرهنگیان کازرون) به عهده داشت. معاونان مدرسه جناب آقای جمشیدی (والیبالیست مشهور و داور فوتبال) و آقای رزمی بودند.

معلمان راهنماییم عبارتند از:

قران: عباس نیکویی: معلم قرآن و مربی پرورشی. همچنین معلم دفاعی سال سوم راهنمایی. او هم اکنون در مدرسه غیرانتفاعی محمدرسول الله شیراز مشغول تدریس است. او را بعضی وقت ها در شیراز می بینم. روزی که برای اولین بار در شیراز همراه با بچه ها در مسجد دیدم بسیار خوشحال شدم.

دینی:حاج اصغر شجاعی(فلک): معلمی نمونه که مانندش کم است. روز اول که وارد کلاس شد با قد کوتاه و موهای فر کم پشتش و پای لنگانش و ... بچه ها به او خندیدند. او نیز با بچه ها شروع به خندیدن کرد. شاید برای این بود که بچه ها تا حالا کسی را ندیده بودند که این گونه لنگ بزند. همان شب وقتی دایی حسین از من پرسید که معلمانت چه کسانی هستند و گفتم وقتی به نام ایشان رسیدم داییم خندید و گفت منظورت همان اغضر فلک خودمون. گفتم نه دایی. باز خندید. مشخصات ظاهریش را داد و من تایید کردم. بعد برایم گفت که چگونه پایش در دفاع از مملکت معیوب شده است. جلسه بعد دیگر کسی به او نخندید. اما او آنقدر شوخ طبع بود که بار دیگر همه را به خنده واداشت. در میانه درس گاه خاطرات جببه و جنگ را تعریف می کرد. مبانی دینی را با کلام شیرینش به گلوی تشنه ما می ریخت. ادبیات زیبایی داشت و دارد که کمتر دیده ام. او از کشتی گیران معروف و نامی کازرون بود که در کنار برادرش عباس به کشتی می پرداخت. با شروع جنگ به دفاع کشتی را رها کرد و به جبهه ها شتافت. راه اندازی هیات در مدرسه در سالروز شهادت امیرالمومنین از جمله کارهایی بود که او انجام داد. او هم اکنون در شیراز سکونت دارد و هر از چندی به دیدارش می روم. خدایا به او سلامت بده. دوستان برای سلامتی اش دعا کنید. دو بار عمل قلب کرده است و هم اکنون در قلبش فنر گذاشته است. او در دو مدرسه غیرانتفاعی شیراز تدریس می کند. علی رغم وضع بد جسمانی ورزش را ترک نکرده و تنهایی و یا با دوستان همرزمش هفته ای حداقل یک بار به کوه می زند.

حاج اصغر شجاعی-معلم دینی سال اول راهنمایی

سال دوم و سوم راهنمایی معلم دینی مان آقای قربانی بود. او را نیز در برخی از مراسم ها می بینم.

عربی:عبدالخالق صنعتی: معلم عربی مان بود در طول سه سال راهنمایی. روزهای اول به خشکی و خشنی می شناختیمش اما وقتی روزها می گذشت کم کم نرم بودن و مهربانیش را نشان داد. او را نیز همچنان در جاهای مختلف می بینم.

تعلیمات اجتماعی، تاریخ، جغرافیا: معلم این سه درس جناب آقای دهقان بود. که البته در بازار هم مغازه پارچه فروشی داشت.

فارسی: سال اول و دوم راهنمایی معلممان جناب آقای قادری بود. معلمی بسیار مهربان که پس از سال دوم راهی شیراز شد و دیگر خبری از او ندارم. سال سوم راهنمایی  جناب آقای رستمی معلم فارسی مان شد.

زبان انگلیسی: سال اول راهنمایی جناب آقای بهاری معلم ما شد. آن سال سال آخر تدریسش بود و سپس بازنشسته شد. آخرین بار گمانم دو ماه پیش بود که او را دیدم. سال های دوم و سوم راهنمایی جناب آقای معمار معلممان شد که همسایه مان بود و پس از بازنشستگی الآن در خیابان برادران شهید کوهنورد مغازه کالاهای برقی دارد.

ریاضیات: یکی از بهترین و نمونه ترین معلمان دوران تحصیلم جناب آقای شریعتمدار بود. مردی موقر ، مهربان، که من را مجدوب ریاضیات کرد. مهربانیش حد نداشت. او هم اکنون روبروی شهرداری مغازه رنگ فروشی دارد. و بازنشسته شده است.

علوم تجربی: سالهای اول و دوم معلممان آقای رجایی خواه بودند. و پس از آن به مقطع دبیرستان رفت و در دبیرستان ایثارگران همکار پدرم شد. پیش از عید در صف سبد کالا در تعاونی فرهنگیان کازرون او را دیدم. او هم اکنون بازنشسته شده است. معلمی مهربان بود. خدا حفظش کند. سال سوم نیز جناب آقای سرکارزاده معلممان شد او نیز از دوستان قدیم پدرم بود. او نیز هم اکنون بازنشسته شده است.

حرفه و فن: معلم این درس نیز آقای غلامرضا نکویی فرد بود. اما این نکویی با آن نکویی فرق داشت. آخرین بار پیش از عید در مراسم تشییع جنازه یکی از اقواممان او را دیدم. حالا بازنشسته است و بسیار شکسته.

هنر: سه سال راهنمایی هنر را نزد مردی از قوم هنرمندان محله بالایی کازرون خواندیم. یعنی جناب آقای شیخ الحکما. مجسمه ساز و نقاش. هنر در این خانواده ارثی است. و بسیاری از خاندان به عنوان هنرمندان مشهوری در مجسمه سازی و کارگردانی و نقاشی و شعر .... شناخته شده کشوری، استانی و شهرستانی هستند.

ورزش: در تمام دوران راهنمایی معلم ورزشمان آقای خوابستان بود. او در کنار آقای جمشیدی تاثیر بسیاری بر بچه ها در زمینه ورزش گذاشتند. عده ای در این دوران به کشتی، یا هندبال، یا فوتبال با راهنمایی این بزرگان گرایش پیدا کردند. مساله ای که گمان نمی کنم در مدرسه ای دیگر چنین بود.

دوران دبیرستان

سال اول دبیرستان را در دبیرستان تازه تاسیس حاج حسین احمدی در خیابان نهضت خواندم. مدیریت آن دبیرستان به عهده هم محله ایمان جناب آقای حاجی پور بود. معاونان مدرسه نیز جناب آقایان حسنی، رمضانی، جعفری که معلم دینی قرآنمان هم بود و جناب آقای فصیحی معلم تاریخ سال سوم دبیرستانمان بود معلمی که هنوز از او یاد می گیریم. معلمی که تاریخ را به شیرینی هر چه تمام تر بیان می کرد و حتی از من دانش آموزنش یاد می گرفت و از من کتاب می گرفت و کتاب می داد. او به من یاد داد که می توان معلمی بود که سال ها تاریخ تدریس می کند و می خواند و می داند اما اگر بداند که دانش آموزش چیزی می داند که او نمی داند از او یاد می گیرد تا معلمی بهتر باشد. او نمونه یک معلم واقعی است که هیچ گاه درجا نزد و دائم به دنبال بیشتر دانستن بود. او همان بود که بیش از دیگران من را به تاریخ به خصوص تاریخ معاصر علاقمند نمود.

حسین فصیحی- معلم تاریخ سال سوم دبیرستان- معاون دبیرستان حاج حسین احمدی در زمان اول دبیرستانم

سال دوم و سوم دبیرستان در دبیرستان امام خمینی درس خواندم. پیش دانشگاهی نیز در همان مدرسه ادامه دادم. ان سالها به عنوان مسئول انجمن اسلامی مدرسه، و عضو شورای مرکزی شهرستان انجمن بودم. سال های دوران اصلاحات و فعالیت های سیاسی اجتماعی و فرهنگی آن دوران در مدرسه که با همه مشکلات ایستادیم. دورانی که روبروی انجمن نهادهای دانش آموزی دولتی و حکومتی مثل پیشاهنگان و فرزانگان و ... یکی پس از دیگری تاسیس می شد. هرچند در دوران اول اصلاحات وزیر اموزش و پرورش وقت جناب آقای دکتر حسین مظفر تمام قد از انجمن حمایت می کرد اما پس از او درصد تخریب انجمن برآمدند. اما در همین دوران با آمدن دو نیروی جوان قدرتمند یعنی جناب آقای امیر خوراکیان و حجت الاسلام محمدجواد حاج علی اکبری در سراسر کشور با قدرت حاضر شد. در این دوران در مدرسه برخی از مسئولین مدرسه اصلاح طلب بودند. برخی مثل جناب آقای موسوی مشاور مدرسه و معلم مهارتهای زندگی با انصاف بود اما برخی دیگر به شکل افراطی و تند به ارزش ها و اعتقادات می تاختند.  این مدرسه مدیریتش یا با جناب آقای قدرت ا... ورع بود. معاونینش هم جناب آقایان راسخی(مردی مومن، ارزشی، مسئول بسیج دانش آموزی)، اژدری(که سال دوم دبیرستان معلم قرآن هم بود)، زالزاده(از قاریان و هنرمندان برجسته کازرون و از بچه های سابق انجمن اسلامی دانش آموزان)، عباسی و هاشمی. دوران پیش دانشگاهی مدیریت با همان آقای ورع بود اما معاونانش فرق داشت یعنی آقایان موحد، محمد رجبی (هنرمند و تئاتریست و اهل قلم که سال ها از مطالبش در هفته نامه شهرسبز استفاده کردیم.)، آقای توفیقی و آقای هاشمی.

محمد رجبی- معاون پیش دانشگاهی امام خمینی

قرآن: سال اول دبیرستان آقای جعفری معلمانمان بود که معاون مدرسه هم بود. سال دوم آقای اژدری و سال سوم آقای قربانی. پیش دانشگاهی هم آقای پورحسین که در دوران دانشگاه نیز از مدرسانی بود که از محضرشان بهره بردیم. همچنین از قلم شان در هفته نامه شهرسبز بهره گرفته ایم. وی در دوران پیش دانشگاهی هم معلم دینی مان بود.

دینی: سال اول آقای جعفری، سال دوم و سوم جحت الاسلام دلپسند که آن زمان امام جماعت مسجد ملابرات بود.

زبان فارسی و ادبیات: سال اول آقای ترک(مردی قد بلند و خوض هیکل و خوش مشرب)، سال دوم جناب آقای پیروی که معلم ادبیات سال دوم هم بود.و سال سوم جناب آقای شهبازی. در دوران پیش دانشگاهی هم آقای کشورپرست(استاد کاراته. انسانی موقر جا افتاده که هم اکنون بازنشسته شده است. به ادبیات بسیار مسلط بود  از معلمان بسیار خوب من. هم اکنون بازنشسته شده است.) وی معلم ادبیات سال اول دبیرستان، سوم و پیش دانشگاهی من هم بودند. شاید بهترین معلم ادبیات و زبان فارسی من بودند که بعد از آقای استاد دهقانیان فرد بیشتر تاثیرات ادبیم را از ایشان گرفته ام. خداوند حفظشان کند.


کشورپرست-معلم ادبیات سال اول و سوم دبیرستان- همچنین معلم زبان فارسی سال دوم

 

عربی: سال اول را با آقای عبادی داشتم که در دانشگاه هم تدریس می کرد. سال دوم با آقای عبدالحمید خاکسبز داشتم که هر دوی این عزیزان هم اکنون بازنشسته شده اند. سال سوم با آقای مرتضی دیانتی نسب که در دوران دانشگاه نیز در خدمتشان بودم. وی از اعضای اولیه انجمن اسلامی دانش آموزان و عضو شاخه دانش آموزی حزب جمهوری اسلامی و مسئول حزب موتلفه اسلامی در کازرون است. او از فعالان سیاسی کازرون به شمار می رود و هم اکنون رئیس آموزش و پرورش کازرون می باشد.

 

عبدالحمید خاکسبز-معلم عربی سال دوم دبیرستان

 

 

زبان انگلیسی: سال اول دبیرستان و پیش دانشگاهی را با استاد نادری داشتیم. که مدرس دانشگاه هم بودند. و در دوران دانشگاه از دانشجویان ایشان بودم. سال دوم و سوم را با آقای جمشیدی داشتیم. معلمی بسیار خوب که بیشترین اطلاعات زبانم را از او یاد گرفتم.

 

فیزیک: سال های دبیرستان را با آقای پیوس داشتم. او بعد از این دوران بازنشسته شد. معلمی بسیار مهربان و دانشمند. خوب و منطقی. آدمی بسیار دوست داشتتنی که مرا مجذوب فیزیک کرد. پیش دانشگاهی نیز معلممان آقای دهقان بود.

شیمی: معلمان شیمی من غیر از سال سوم بسیار مهربان و خوب بودند. و این بود که نمرات این درسم در کنار فیزیک معمولاً بسیار خوب بود. سال اول و پیش دانشگاهی اقای پریزادی و سال دوم آقای گودرزی بودند. سال سوم هم آقای قراچه و حرف و حدیث های بسیارش...

کریم پریزادی-معلم شیمی سال اول و سوم دبیرستان

برنامه ریزی: درسی که سال اول دبیرستان داشتیم. معلمش یکی از بهترین معلم ها بود. آقای فتاحی که پیش از آن مدیر مدرسه راهنمایی اندیشه بود. ملعمی آرام، منطقی و ...

ریاضی: سال اول و دوم آقای دهقان بود. و پیش دانشگاهی ریاضیات گسسته ام بهترین معلم ریاضی دبیرستان که داشتم آقای شهیدزاده که دروس هندسه سال های اول و دوم و هندسه تحلیلی پیش دانشگاهی و همچنین حسابان سال سوم و ریاضیات گسسته پیش دانشگاهی و امار و مدلسازی سال دوم را با ایشان پشت سر گذاشتم.

مطالعات اجتماعی: درس مربوط به سال اول که معلمش آقای ابراهیمی بود. معلمی که به تسلط و نظم و ست بودنش بین دانش آموزان معروف بود.

علوم زیستی و بهداشتی: این درس هم از دروش سال اول بود. معلمش آقای اسکندری بود. معلمی بسیار خوب.

تربیت بدنی: سال اول آقای باغبانی بود. سالهای دوم و سوم اقای خزایی(ایشان 13 آذر 95 به دیدارمعبود شتافت) بود.خزایی معلمی آرام، شوخ، مهربان بود. زمانی که ما در سه سال اول ابتدایی بودیم او معلم ورزش دبستان مان بود. در همان ایام هم نه فقط بادانش آموزان خود که با بقیه دانش آموزان نیز ارتباط گیری میکرد. درهمین دوران بود که تیم هندبال مدرسه ابتدایی شهید کوهنورد در سطح شهرستان مقام اول را کسب نمود.

دفاعی: سال اول و دوم را با آقای قدرت الله ورع مدیر دبیرستان داشتیم.

قوانین اجتماعی(قانون اساسی): از دروس پرورشی بسیار خوبی که دکتر مظفر وزیر اموزش و پرورش دولت اول اصلاحات به دروس اضافه نمود. این درس را پدرم هم تدریس می کرد. اما من با اقای محمدحسین خواجه زاده داشتم. معلمی که چند سالی ریاست اموزش و پرورش کازرون را برعهده گرفت و اکنون معاون مدیرکل آموزش و پرورش استان فارس است. او مدتی نیز مسئول هیات نظارت بر انتخابات شورای نگهبان کازرون بود.

 

جغرافیای عمومی و استانی: درس مربوط به سال دوم که ب آقای بهشتی داشتم که اکنون بازنشسته شده است.

 

جبر: این درس را با آقای نیکبخت داشتیم. معلمی که در نگاه اول سخت گیر و خشک می نمود. بچه ها از او فراری بودند اما با گذشت زمان تدریس فوق العاده خوبش حداقل بر روی من تاثیر گذاشت. او مدتی مسئول کانون فرهنگی شهید عسکری بود.

مبانی کامپیوتر: درس مربوط به سال سوم که با آقای ابراهیمی گذراندم معلمی که روزگار دانش اموزیش، دانش اموز پدرم بود مثل آقای دیانتی نسب.

حساب دیفرانسیل و انتگرال: درس مربوط به پیش دانیشگاهی که با جبری داشتیم. معلمی بسیار قدیمی که اکنون بازنشسته شده است.

خدایا تا زنده اند بر توفیقاتشان بیفزا و آن گاه که رجعت کردند بیامرز و با شهدا و صدیقین و انبیا و اولیا محشورشان گردان.

 

نظرات (۵)

سلام
معلمان الان مدرسه سعادت و تیزهوشان
1396
ریاضی:اقایان اسعدی/سنگی/شهیدزاده/کمندی/جعفری/امیدواری
شیمی:اقایان پریزادی/گلستان فرد/گودرزی/بذرافشان
فیزیک:اقایان ظهرابی/قاسمی/ارفعی نیا
زیست:اقایان احمدی/اسکندری
زمین شناسی:اقای تفضلی
زبان:اقایان اسکندری/سامری
ادبیات:اقایان ترک/مرادی
دینی:اقایان صادقی زاده/ربانی زاده
عربی:اقایان خاکسبز(هر دو نفر)/رستمی/زارع
برنامه ریزی:اقای فتاحی

پاسخ:
در بین این معلمان عزیز برخی از معلمان هم بودند که ذکر آنها بد نیست:
ریاضی: شهید زاده
شیمی: پریزادی، گودرزی و گلستان فرد(ایشان یه چند باری کلاس خصوصی تو انجمن اسلامی دانش آموزان باهاشون داشتیم)
زیست: اسکندری
ادبیات: ترک و مرادی
عربی: خاکسبز
نه آقای اسدزاده اشتباه نکردم و شما را کاملا می شناسم و میدانم مایه ی افتخار همه هستید 
شما شکسته نفسی می کنید.
با تشکر
سلام خیلی وبلاگ عالی دارید شما باعث افتخارید خوش به حال مادر و پدرتون که همچین پسری دارند
پاسخ:
بسم الله
سلام
البته من کسی نیستم احتمالااشتباه گرفتید.
و البته بنده افتخار میکنم که چنین پدر و مادری دارم. و البته شرمسار پدر و مادرم هستم که اونجور که بایدنشدم
۲۱ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۱۹ محمد بارونی
سلام ، انشاالله هرکجا باشید موفق باشید.التماس دعا
سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تکی داری! دوست دارم به عنوان یه کارشناس نظرتو در مورد وبلاگم بدونم.خیلی از ساییتون خوشم اومد.رتبه الکسامونم بد نیست یه نگاه بندازید اگر خواستید تبادل لینک کنیم خبر بدید.مرسی(کسب راحت درآمد اینترنتی)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
KJDYTVG